متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - AYDA1371

  • جنسیت : زن
  • سن : 24
  • کشور : ایران
  • استان : تهران
  • شهر : تهران
  • فرم بدن : متوسط
  • اندازه قد : انتخاب كنيد
  • رنگ چشم : مشکی
  • رنگ مو : مشکی
  • تیپ لباس : ساده
  • سيگار : انتخاب كنيد
  • وضعیت زندگی : انتخاب كنيد
  • اجتماع : انتخاب كنيد
  • برنامه مورد علاقه : دیگر..
  • زبان : انتخاب كنيد
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : کارشناسی
  • نوع رشته : انتخاب كنيد
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : انتخاب كنيد
  • وضعیت کار : دانشجو
  • دین : انتخاب كنيد
  • مذهب : انتخاب كنيد
  • دید سیاسی : انتخاب كنيد
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : انتخاب كنيد
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • حالت من : اخمو
  • فریاد من : سرگرمی
  • اپراتور : ایرانسل
  • نماد ماه تولد : اردیبهشت
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : 6731_headgeyeu61eeo9tescz5c69y1yp53jvqcsxjf2.jpg
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

13 ماه پيش

عشق

اتفاقی‌ست که می‌افتد

گاهی پُر شتاب، مثل گلوله‌ای ناغافل

گاهی آرام، مثل نشتِ گاز در شبی زمستانی.

در هر حال

عشق؛ اتفاقِ کُشنده‌ای‌ست که می‌افتد!

17 ماه پيش

بزرگترین پشیمانی ام ساعت ها جمله ساختن برای کسانی بود

که لیاقت یک کلمه هم نداشتند...!

17 ماه پيش

این بزرگراه
تا انتهای جهان دوربرگردان ندارد
و تمام خروجی‌هایش
به دوراهی چشم‌های تو می‌رسد
که بمانم و دوستت بدارم
یا برگردم و دوستت بدارم...

18 ماه پيش

کاش وقتی زندگی فرصت دهد

گاهی از پروانه ها یادی کنیم

کاش بخشی از زمان خویش را

وقف قسمت کردن شادی کنیم

کاش گاهی در مسیر زندگی

باری از دوش نگاهی کم کنیم

فاصله های میان خویش را

با خطوط دوستی مبهم کنیم

کاش وقتی آرزویی میکنیم

از دل شفاف مان هم رد شود

مرغ آمین هم از آنجا بگذرد

حرف های قلبمان را بشنود

18 ماه پيش

سرخ پوستی به نوه اش گفت :
در درون ما بین دو گرگ کارزاری برپا است
اولی گرگ شیطانی که همان عصبانی دروغ گویی حریص و پست است و دومی گرگ ارام خوشحال امیدوار فروتن و راست گو است.
نوه اش پرسید کدام یک پیروز میشوند؟
مرد پیر بی درنگ گفت: انکه تو به ان غذا میدهی.

1 سال پيش

زندگى موسیقى گنجشکهاست
زندگى باغ تماشاى خداست…
زندگى یعنى همین پروازها،
صبح ها، لبخندها، آوازها…
زندگى ذره ى کاهیست، که کوهش کردیم
شب خوبی داشته باشی