متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - A1M2Z3

تنهایـی بدهـ ولی مـن بهـش عادتـ کردم...
1287
  • جنسیت : مرد
  • سن : 21
  • کشور : ایران
  • استان : اصفهان
  • شهر : اصفهان
  • فرم بدن : انتخاب كنيد
  • اندازه قد : انتخاب كنيد
  • رنگ چشم : انتخاب كنيد
  • رنگ مو : انتخاب كنيد
  • تیپ لباس : انتخاب كنيد
  • سيگار : انتخاب كنيد
  • وضعیت زندگی : تنها
  • اجتماع : انتخاب كنيد
  • زبان : انتخاب كنيد
  • برنامه مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • وضعیت تاهل : انتخاب كنيد
  • وضعیت بچه : انتخاب كنيد
  • وضعیت سواد : انتخاب كنيد
  • نوع رشته : انتخاب كنيد
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : انتخاب كنيد
  • وضعیت کار : آزاد
  • دین : انتخاب كنيد
  • مذهب : انتخاب كنيد
  • دید سیاسی : انتخاب كنيد
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : بی احساس
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : دِلم سَفَــر میخـواد ×نَـه بَـرایِ تَفریـح »
    برای رفتن...█
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • حالت من : بی تفاوت
  • فریاد من : تنهایـی بدهـ ولی مـن بهـش عادتـ کردم...
  • اپراتور : انتخاب نشده
  • نماد ماه تولد : آبان
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : 8661_headvhgvzm3ezggfugempg6etb66aq6u64usd2d.jpg
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

15 ماه پيش

گاهـی وٌقتـا >تو زٍندگـی <میـــرسی به یه جــایی که...
بن بسـت نیــست.
اما...
دیکه مقصـــد نداری....

15 ماه پيش

اندیشیدن به پایان هر چیز

شیرینی حضورش را تلخ می کند

بگذار پایان تو را غافلگیر کند درست مانند آغاز .

2 سال پيش

ابراهــیم نیستمـــ امـــــا

کودکـ ـ ـ ـ ـ ـ درونـ ـ ـ ـ ـم را قربــــــانیِ کــســی‌ کردمـــ

که ارزشـ ـ ـ ـ ش کـــ ـمتر از یـــک گوســفنــد بــود...

2 سال پيش

دیالوگ... نازلی (هدیه تهرانی) : قصه ها ناتموم نمیمونن؛ اونقدر تکرار میشن که بالاخره یه جایی تو ذهن آدما تموم شن!

شاید یه وقت دیگه...

شاید یه جای دیگه... پل چوبی.مهدی کرم پور

2 سال پيش

مانده از هر جمع و از هرجاشدم!/دیدی ای دل!عاقبت تنها شدم!/آبرویم رفت رازم فاش شد!/عاقبت این مشت بسته واشد!/روزهایم خاکی و خاکستریست!/کوچه گردی بی سروبی پا شدم!/ گفته بودم: میروم دریا شوم!/چاه آبی خشک در صحرا شدم!/گم شدم.زخمی شدم.بی کس شدم.!/ این شدنها سخت بوداما شدم...........

2 سال پيش

دیالوگ..آبان (خزر معصومی): زنا زود پیر می‌شن، می‌دونی چرا؟ چون عروسک بازی شونم جدیه، رو عمرشون حساب می‌شه. از دو سالگی مادرن. بعد مادر برادرشون میشن. بعد مادر شوهرشون میشن. باباشون که پا به سن می‌ذاره ازشون پرستاری یه مادرو می‌خواد. گاهی وقتا حتی مادر مادرشونم میشن. من شوهر نکردم. ولی مادر مادرم بودم، مادر پدرم بودم، مادر برادرم بودم، تازه به همه اینا بچه‌های به دنیا نیاورده رو هم اضافه کن، مادر اونا هم بودم.باغ های کندلوس...