متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - 1000mehdi

4445
  • جنسیت : مرد
  • سن : 33
  • کشور : ایران
  • استان : یزد
  • شهر : یزد
  • فرم بدن : انتخاب كنيد
  • اندازه قد : انتخاب كنيد
  • رنگ چشم : انتخاب كنيد
  • رنگ مو : انتخاب كنيد
  • تیپ لباس : انتخاب كنيد
  • سيگار : انتخاب كنيد
  • وضعیت زندگی : انتخاب كنيد
  • اجتماع : انتخاب كنيد
  • زبان : انتخاب كنيد
  • برنامه مورد علاقه : دیگر..
  • وضعیت تاهل : انتخاب كنيد
  • وضعیت بچه : انتخاب كنيد
  • وضعیت سواد : انتخاب كنيد
  • نوع رشته : انتخاب كنيد
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : انتخاب كنيد
  • وضعیت کار : انتخاب كنيد
  • دین : انتخاب كنيد
  • مذهب : انتخاب كنيد
  • دید سیاسی : انتخاب كنيد
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : انتخاب كنيد
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب نشده
  • حالت من : انتخاب نشده
  • فریاد من : انتخاب كنيد
  • اپراتور : انتخاب نشده
  • نماد ماه تولد : شهریور
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : 122867_head11mg6e2thho5vyv67uqe21gp2e7cqeaf5.jpg
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

2 ماه پيش

یا مقلب،
قلب ما در دست توست
یا محول،
حال ما سرمست توست
کن تو تدبیری که
در لیل ونهار
حال قلب ما شود
همچون بهار
نوروز ۱۳۹۷ پیشاپیش بر
شما خجسته باد

+

2 ماه پيش

ارزش قلب به " عشق "
ارزش سخن به " صداقت "

ارزش چشم به " پاکی "
ارزش دوست به " وفا "

و ارزش شما دوست عزیز به اندازه
دنیاست.

2 ماه پيش

امروزتون رو باعشق آغاز کنید
و درکنار عزیزانتون
زیباترین لحظات رو داشته باشید
الهی اگر غم و غصه‌ای هست
جایشان رابه شادی بدهند
شنبه تون به نیکی
و سرشار از خوشبختی

2 ماه پيش

تنهایی فقط اونجایی سخت میشه
که خودت تنهایی اما
دلت با یکی دیگه اس !!

2 ماه پيش

میدون شوش، داشتم قدم می زدم ک یهو دادا دکتر انوشه (روان شناس) رو دیدم.

چون عجله داشتم، خواستم به روم نیارم ک دیدمش!

اما انوشه سریع سمتم اومد و بی مقدمه محکم بغلم کرد و ماچ و اینا.

گفتم دادا کجا میری؟ گف: هر جا ک تو بری!

تبسمی زدمو پرسیدم: مگه آویزونمی؟ خندید و گف: لوووسترتم دادا

توی راه ازش خواستم در مورد عشق و ازدواج برام حرف بزنه.

یه کم تو فک فرو رفتو با عینکش سرگرم شد (عادت همیشگی انوشه)

یهو گف:

بعد ازدواج، 8 تا 17 ماه بعدش، تموم زیبایی های ظاهر زن و اندامش

و

تمومه جذابیت های مرد و تیپ و پولش

از چشم همسر میفته!

گفتم: آها خببب؟؟؟

ادامه داد ک بعد از اینکه این جذابیت ها و جاذبه ها افتاد و شکست، تازه آدم متوجه میشه

این شخصی ک اینقد قربون صدقش میرفت، یه بنده هست از جنس گوشت و خون!

حتی نفسش هم بو میده!

ادامه داره...

2 ماه پيش

" سبزه " قدم

http://www.hamkhone.ir/member/7110/blog/view/289071--/

تشریف بیارین